خاطرات شهدا1

خرید بک لینک
چند روز بعد از عملیات بود...

یه نفر رو دیدم که کاغذ و خودکار دستش بود...

هر جا می رفت همراه خودش می برد...

از یکی پرسیدم...

این بچه چشه...

گفت...

آر پی جی زن بوده...

توی عملیات اون قدر آر پی جی زده که دیگه نمی شنوه...

باید براش بنویسی تا بفهمه...

گوش هاش رو داد تا چشم و گوشمون باز بشه...

چشم و گوش مون که باز نشد هیچ...

بماند...

یازهراسلام الله علیها

موضوعات مرتبط:

گزارش هفتگی (1)...

ما را در سایت گزارش هفتگی (1) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: پنجشنبه 3 اسفند 1396 ساعت: 13:47

صفحه بندی